عباس کیارستمی

چرا کیارستمی فیلم‌ساز پست‌مدرن بود؟

| کیارستمی فیلم‌سازِ پساتجددگرا |

نوشتارِ کوتاهِ پیشِ رو، چهارماه قبل از مرگ کیارستمی در روزنامه‌ی آرمان منتشر شده است. به یاد دارم در یکی سخنرانی باعنوان «شاعرانه‌گی در سینمای کیارستمی» (خانه هنرمندان. بهمن ۱۳۹۴) اشارتی به پست‌مدرن بوده‌گی روایت در آثارِ او کرده بودم و از پسِ آن درخواست شد که دلیلم بر این ادعا را مکتوب کنم. آن زمان در این نوشتار، بسیار کوتاه اما به‌گمانم به دقت توانستم برخی مولفه‌ها را به اشاره بیاورم، نمی‌توانم آن را «جستار» بخوانم، چه جستار طبقه‌بندی و عناصر همپوشان دارد

حامد داراب. شاعر و روزنامه‌نگار ادبی

بررسى سینماى کیارستمى دو وجهه از پژوهیدن را بر مى‌تابد. نخست، سبک مستندگرای او و دوم شیوه‌ى پیاده کردنِ این سبک در جایگاهِ یک فیلمسازِ مولف. اما همین دو وجهه به دلیل مولف بودن کیارستمى در هر دو اش، خود گستره‌اى از مباحث و مسایل را شامل مى‌شود که بى‌تردید باید، صفحات و مقالات بلندى را درباره‌اش نگاشت. اما در مختصر، همین نکته کافى است که دقت در سینماى او از مولفه‌هایى مشخص پرده بر مى‌دارد که اگر کیارستمى در آن‌ها دستِ برتر را در سطحى جهانى نداشته باشد، دست‌کم این مولفه‌ها، پایه‌هاى اساسی سبک و شیوه‌ی فیلمسازى او هستند، و در سطحی جهانی هیچ کارگردانی چون او نمی‌تواند از این مولفه‌ها آنگونه که خاص کیارستمی است سود بجوید.

سند: ستونی روزنامه‌ی آرمان که نوشتار پیش‌رو نخستین بار در آن منتشر شده است
سند: ستونی روزنامه‌ی آرمان که نوشتار پیش‌رو نخستین بار در آن منتشر شده است

از این منظر می‌توانم به «دشواری ابراز عواطف و تمایلات در یک جامعه»، که در همه‌ی فیلم‌های‌اش مانند امضایی است و یا «رویارویی سنت با مظاهر تجدد» اشاره کنم. کیارستمی اما، در اغلبِ آثارش چه در شیوه و چه در روش فعلیت بخشیدن آن، یادآوری شیوه‌ی کارِ بزرگان سینمای نئوریالیسم، را چون میراثی در دستورِ کارش دارد. «تلفیقِ خلاقانه‌ی سینمای مستند با داستان» و «نمایشِ همزمانِ واقعیت و تخیل» نیز دو گزینه‌ی اساسی فیلمسازی اوست که از دیگران متمایزش می‌کند. او هرگز روایت‌های خودش را به یک امرِ کلان بازنمود نمی‌کند، به اساس واقعیت دستبرد نمی‌زند، اگر چه شاید، زمینه‌های واقعیت عینی را برای درکِ بهتر مخاطب‌اش، کمی دگرگون کند. به‌گمانم تفاوت او با سهرابِ شهید ثالث، پرویز کیمیاوی، ژیکا ورتوف، هانسترا، رنی ریفنشتال، آلن کاوالیه، در همین امر است.

از این رهگذر، بررسی روش‌شناختی فیلمسازی او، از هویتى مستقل و سبک چندتکه پرده بر می‌دارد، و دقیقن همین امر است که سینمای او را جهان شمول کرده، از این نگاه می‌گویم بی‌هیچ کاستی کیارستمی فیلمسازِ پساتجددگراست. عجیب نیست که مارتین اسکورسیزی درباره‌اش می‌نویسد: «او نماینده عالی‌ترین سطح هنر جهان است» و یا ژان لوک گدار می‌گوید: سینما با گریفیث آغاز می‌شود و با کیارستمى پایان می‌یابد.

نوشتار پیشِ‌رو نخستین بار چهار ماه قبل از درگذشتِ عباس کیارستمی در روزنامه‌ی «آرمان امروز» منتشر شده است. متاسفانه به دلیل از دست شدنِ سایت روزنامه لینک دسترسی به آن موجود نمی‌باشد.

روزنامه‌ی آرمان امروز. شماره‌ی ۳۰۰۷. چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵. صفحه‌ی آخر
error: Content is protected !!