بنیتو پرث گالدوس

تقدس ِسکولار

| درباره‌ی رمانِ تاثیرگذار «نازارین» اثر بنیتو پرث گالدوس |

گالدوس با نازارین پرسشی آشوبنده را مطرح کرده است، آیا انسان بدون سوال از اراده‌ی الهی درباره‌ی چرایی محرومیت خود، تحملِ پذیرش رنج یا محرومیت را خواهد داشت؟

ادبیات اسپانیا، که در ایران اغلب در وجهه‌ی مدرنش نام نویسندگان و شاعرانی چون میگل اونامانو، گارسیا لورکا، پیو باروخا، خوزه رویز و در وجهه‌ کلاسیکش با نام‌های سروانتس، بالتازار، کوویدو و نویسندگانی از این دست شناخته می‌شود؛ گستره‌ی وسیعی از نوعی ادبیات بومی است که از دورانِ کلاسیک بر اساس الگوهای رفتاری محلی نوشته شده، ادامه یافته و در دورانِ مدرن، هویتِ ویژه و مجزایی را به دست آورده است.

ادبیاتِ اسپانیایی به طور عمده به گروه‌های ادبیات کاتالان و ادبیات گالیسی تقسیم می‌شود. ادبیاتی که از لحاظ زبانی و حتی در مواقعی از حیث فرهنگی و هویتی نیز، فصل‌های مشترکی با ادبیات لاتین، و سنت ادبیاتی اعراب، (به بهانه سرفصل‌های مشترک تاریخی و سیاسی‌اش) دارد. با این همه به شکلی کلی می‌توان ادبیات اسپانیا را به دو بخش تقسیم‌بندی کرد. بخش نخست آن از دوران رنسانس آغاز و تا ١٨٩٨ ادامه دارد؛ اگر چه در این دوران بسیار بلند، تحول‌های اساسی داشته، اما فصل مشترک همه‌ی آثار، قصه‌های بومی، داستان‌های شفاهی، روایت‌های محلی و حتی تاثیرپذیری از ادبیات شفاهی مهاجمان مسلمان از خاورمیانه و شرق دور، بوده است.

از ١٨٩٨ یعنی «جنگ آمریکا و اسپانیا» همه‌ی تجربه‌های ادبی سال‌های گذشته از جمله ادبیات رنسانس، ادبیات روشنگری، ادبیات باروک، که دون کیشوت اثر سروانتس در آن شکل گرفت؛ منجر به نوعی از ادبیات واقعگرایی شد، که شیوه‌های متجدد داستان‌نویسی را جایگزین ادبیات بومی و محلی و قصه‌های شفاهی کرد. این نوع ادبیات از نیمه‌ی دومِ قرن نوزده آغاز و تمرکز خود را به جای تصاویر رویایی، خیالین و رنگارنگ، مثلن رقص فلامینکو و شادمانی‌های کولی‌وار، به مردم جامعه و اقدامات اجتماعی متمرکز می‌کند. تا با یک رآلیسم آمیخته با ناتورالیسم، هویت مدرن ادبیات اسپانیا را شکل دهد، دو چهره‌ی برجسته، لیو فسوس و پرث گالدوس، راهبران این تحول‌ بوده‌اند هم آنها که رآلیسم انتقادی درآثارشان و فنون نویسندگی‌‌شان با برترین آثار واقع‌گرای جهان همپایی دارد.

سند: تصویر ستونِ روزنامه‌ی آفتاب یزد که یادداشت پیش رو نخستین بار در آن منتشر شده است

بنیتو پرث گالدوس، توسعه دهنده‌ی واقعگرایی انتقادی، در ادبیات اسپانیا است، پس از سروانتس مهمترین نویسنده‌ی اسپانیاست که با تجزیه و تحلیل روانی شخصیت‌ها، نمایش آهسته‌ی مصائب، صحنه‌های طولانی و استفاده گاه‌به‌گاه از نمادگرایی مبهم، جلوه ویژه‌ای به ادبیات بومی محور اسپانیا داده، آن را جهانی کرده و نام خود را نیز به عنوان یکی بزرگترین نویسندگان رآلیسم جهان در کنار افرادی مانند دیکنز، بالزاک، سروانتس و داستایوفسکی قرار داده است.
رمان‌های پرث گالدوس همچون نمایشنامه‌هایش، نشانگر جزییاتی از واقعیت‌های اجتماعی زمانه‌اش هستند. اگرچه نمایشنامه‌ هایش هیچ‌وقت با استقبال مواجه نشدند. گالدوس از مضامینی همچون فساد سیاسی و اخلاقی، وسواس خانواده‌های اسپانیایی به اصل‌و‌نسب کلاسیک، اشرافیت منحط شده، در کنار جذابیت‌های پیچیدگی رفتار انسانی سود می‌جوید. در آثارش انواع جهان وطنی، چهره‌های روستایی، کارمندان، مقامات خرده پا، کولی‌ها، دهقانان، فقرا و اغلب گروه‌های دیگر اسپانیایی ظاهر می‌شوند و هر کدام اثر گالدوس را لایه‌ای تازه می‌بخشند.
نازارین، رمانی درباره تقدس سکولار است. اثری به قلم بنیتو پروگالدوس که چاپ نخستش در دهه‌ی هفتاد به فارسی و با ترجمه‌ی کاوه میر‌عباسی توسط نشر مرکز منتشر شد و چاپ دومش پس از پانزده سال در ٨٠٠ نسخه در دهه‌ی نود به پیشخوانِ کتابفروشی‌ها آمد. کتاب پر اهمیت گالدوس باعث شد لوییس بونوئل از آن فیلمی بسازد که تارکوفسکی آن را یکی از برترین آثار بونوئل می‌داند. اما نازارین رمان، با جزییات‌پردازی خاص گالدوس به‌گمانم از فیلم آن جذاب‌تر است.
نازارین، داستان یک کشیش کاتولیک ا‌ست، عاشق و یاری‌رسان فقرا، که به آندارا، یک کارگر جنسی که مرتکب قتل همکار خود شده، در اتاق‌اش پناه می‌دهد، و از پس این پناه مصائبی برایش آغاز می‌شود که چالشی برای ایمان و باورهایش و قواعد کلیسای مرکزی خواهد شد. نازارین نمونه‌ی امروزینی از مسیح است، در تلاش برای ایجاد جامعه‌ای جایگزین مبتنی بر عدم مقاومت در برابر شر. او چیزی نمی‌خواهد، تنها صبر و انفعال را موعظه می‌کند. رمان پا را از ادبیات داستانی فراتر نهاده، به‌گمانم بحثی جدی است درباره‌ی ریشه‌های مسیحیت، کاوش در روانشناسی غیرطبیعی و نقدِ ماتریالیسم بورژوایی که همه‌شان با شخصیت نازارین با آرمان‌های دون کیشوت وار، مقدس، مرموز، تحریک کننده؛ میسر شده است.

کتاب کلاسیک مدرن گالدوس، یک بحث جدی درباره‌ی ریشه‌های اصول مسیحیت است، و همچنین، نقد ماتریالیسم بورژوایی، که رسوایی ایمان را در رادیکال‌ترین شکل نشان می‌دهد. موازی بودن زندگی مسیح و بدبختی‌های نازارین برای نجات دیگری با شعاری تکان‌دهنده که هیچ چیز متعلق به کسی نیست و همه چیز متعلق به اولین کسی است که به آن نیاز دارد، شمایلی از آرمان انقلابی اثر را نشان می‌دهد. گالدوس با نازارین پرسشی آشوبنده را مطرح کرده است، آیا انسان بدون سوال از اراده‌ی الهی درباره‌ی چرایی محرومیت خود، تحملِ پذیرش رنج یا محرومیت را خواهد داشت؟

حامد داراب. شاعر و روزنامه‌نگار ادبی

یادداشت پیش‌رو نخستین بار در روزنامه‌ی «آفتاب یزد» در این لینک منتشر شده است. همچنین نسخه‌ی پی دی اف را نیز می‌توانید در این لینک مشاهده نمایید.

روزنامه‌ی آفتاب یزد. سه‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۹. شماره ۵۸۱۵. صفحه‌ی ۷.
error: Content is protected !!